معنی متأله
3 بازدید
[ مُ تَ ءَلْ لِ هْ ] (ع ص) پرستنده. ج، متألهین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آن که خدا را پرستش کند. عابد. زاهد. || آن که به علم الهیات اشتغال دارد: متألهان فلاسفه از سقراط و انبذقلس تا به افلاطون و ارسططالیس چنین گفتند که علتها را یک علت است. (جامع الحکمتین). و رجوع به تأله شود.
کلمات همقافیه با «متأله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر