معنی متأسن
6 بازدید
[ مُ تَ ءَسْ سِ ] (ع ص) آب متغیر. (آنندراج). آب متغیر و گندیده. (ناظم الاطباء). || آن که اخلاق پدر خود گیرد. (آنندراج). کسی که خوی پدر خود دارد. (ناظم الاطباء). || آن که در چاه بدبو آمده بیهوش گردد. (آنندراج). فرد بیهوش گردیدهٔ از بخار چاه. (ناظم الاطباء). || بهانه جوینده. (آنندراج). آن که عذر می آورد و بهانه می جوید. (ناظم الاطباء). || تأخیر و درنگ کننده. (آنندراج). درنگ کننده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تأسن شود.
کلمات همقافیه با «متأسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر