معنی متأسف گردیدن
6 بازدید
[ مُ تَ ءَسْ سِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) متأسف شدن. دریغ خوردن. اندوهگین شدن : چون حدت غضب و فورت خشم تسکین یابد از امضای این عزیمت متغیر و متأسف گردد. (سندبادنامه ص ۸۹). و رجوع به تأسف و متأسف شود.
کلمات همقافیه با «متأسف گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر