معنی متأسف
6 بازدید
[ مُ تَ ءَسْ سِ ] (ع ص) دریغ کننده و درد خورنده و اندوهگین. (آنندراج). کسی که تأسف دارد. (ناظم الاطباء). مهموم و محزون و کسی که دریغ می خورد و اندوهگین است. (ناظم الاطباء): که عدل او ملجأ ملهوفان و فضل او منجای متأسفان است. (سندبادنامه ص ۲۱۶). پس از همه راضی باشد نه بر هیچ فائت متأسف. (اوصاف الاشراف). و رجوع به تأسف و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «متأسف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سف» برای سرودن شعر