معنی متأتب
5 بازدید
[ مُ تَ ءَتْ تِ ] (ع ص) زنی که اتب پوشد. (آنندراج). زنی که اتب پوشیده باشد. || آن که زره پوشیده باشد. (ناظم الاطباء). || آن که چلهٔ کمان بر سینه گذارد. || آن که کمان نهد بر پشت خود. (آنندراج). کسی که کمان را بر پشت خود نهد. (ناظم الاطباء). || سلاح پوشیده برای جنگ. || سخت بیرحم. || مصلوب و به دار کشیده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تأتب شود.
کلمات همقافیه با «متأتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر