معنی متأبل
5 بازدید
[ مُ تَ ءَبْ بِ ] (ع ص) گیرنده و برگزینندهٔ شتران. (آنندراج). خرنده و مشتری شتران. (ناظم الاطباء). || شتران بی نیاز از آب به سبب خوردن گیاه تر. (آنندراج). شتران چرندهٔ گیاه تر و تازه. (ناظم الاطباء). || آن که باز ایستد از جماع زن خود. (آنندراج). آن که اجتناب از مجامعت می کند بواسطهٔ عزاداری و ماتمزدگی. || آن که بحالت تجرد زندگی کند. || پارسا. || ماتم زده و زاری کننده مانند آدم در مرگ هابیل. (ناظم الاطباء). و رجوع به تأبل شود.
کلمات همقافیه با «متأبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر