معنی متأبد
6 بازدید
[ مُ تَ ءَبْ بِ ] (ع ص) وحشت و نفرت نماینده. (آنندراج). هراسان و گریزان و آن که از مؤانست احتراز می کند و از مردم گریزان است. (ناظم الاطباء). || خانهٔ خالی از مردم که بدان وحوش الفت گیرند. (آنندراج). منزلی که خالی از مردم شده و وحوش بدان الفت گرفته باشند. || دان دان شدن از تابش آفتاب. (ناظم الاطباء). و رجوع به تأبد شود.
کلمات همقافیه با «متأبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر