معنی متآصر
5 بازدید
[ مُ تَ صِ ] (ع ص) همسایه؛ و «حی متآصرون» ای متجاورون . (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) و المتآصرون من الحی، المتجاورون. (تاج العروس ج ۲ ص ۱۵).
کلمات همقافیه با «متآصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر