معنی متآزف
6 بازدید
[ مُ تَ زِ ] (ع ص) کوتاه قامت که دست و پایش کوچک و با هم نزدیک باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مرد کوتاه. (اقرب الموارد): قال ابوزید: قلت لاعرابی ماالمحبنطی قال المتکاکی، قلت ماالمتکاکی قال المتآزف، قلت ما المتآزف قال انت احمق و ترکنی و مر. (منتهی الارب). || مکان تنگ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || مرد بدخو و تنگدل. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد) (از آنندراج). || ضعیف و ترسو. (از اقرب الموارد). || خانه های پیوسته بهم. || چادرهای نزدیک بهم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متآزف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زف» برای سرودن شعر