معنی مبناة
5 بازدید
[ مَ / مِ ] (ع اِ) (از «ب ن و») نطع. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): علی ظهر مبناة جدید سیورها. (نابغهٔ ذبیانی از اقرب الموارد). || پرده. || جامه دان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبناة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر