معنی مبلم
3 بازدید
[ مُ لِ ] (ع ص) ناقه که بانگ نکند از غایت آرزوی گشن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از محیطالمحیط). ماده شتری که از بسیاری آرزوی گشن بانگ نکند. (ناظم الاطباء). || آماسیده فرج از شدت آرزوی نر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). مبلمة. (ناظم الاطباء). || ناقه که هنوز بر وی نر نجسته باشد و بچه نزاده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از محیطالمحیط) (ناظم الاطباء). مبلمة. (ناظم الاطباء). || آماسیده لب. || آن که زشت نماید کار بر کسی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مبلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر