معنی مبلغ

معنی مبلغ

9 بازدید
[ مَ لَ ] (ع مص) به حد کمال و خوبی رسیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِ) کمال و حد رسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). کمال رسیدن و حد رسیدن. (ناظم الاطباء). حد چیزی و نهایت آن. (از اقرب الموارد). حد و نهایت. (غیاث). || جای رسیدن و مقام. (غیاث). جای رسیدن. (آنندراج). جای و محل رسیدن. (ناظم الاطباء). || همچنین مبلغ نیز بمعنی کامل و جید است؛ و این لفظ اکثر در انشاء صفت زر نقد واقع میشود، مگر این صفت قبل از موصوف می آید. چنانچه مبلغ ده روپیه یعنی چنین روپیه ها که سازنده آن را جید و کامل به صفات خودش ساخته است و ناسره و غیر جید نیست. و بعضی نوشته اند مَبلَغ مصدر میمی است که در صفت زر نقد بمعنی اسم مفعول واقع میشود. (غیاث). فارسیان در مال و زر نقد استعمال کنند. (آنندراج). نقد و زر و پول حاضر و قیمت و بها و نوعاً در حساب این کلمه را بر زر نقد مقدم ذکر میکنند. چنانکه میگویند مبلغ ده اشرفی و مبلغ مرقوم یعنی نقدی که در پیش نوشته شده. (ناظم الاطباء). نقد از دراهم. (از ذیل اقرب الموارد). نقد از دراهم و دنانیر. (مولد). ج، مبالغ. از آن کنایه به دراهم و دنانیر کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مبلغ عشق تهی دستان ندارد هیچ وزن مدعی چربید بر من مبلغ و مقدار داشت. نورالدین ظهوری (از آنندراج). نه آن وزن رفته ست در کار او که مبلغ کشد بار مقدار او. نورالدین ظهوری (از آنندراج). || مقدار. (مهذب الاسماء) (غیاث). اندازه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقدار و بلنج و شماره و جمع و جمله. (ناظم الاطباء). مقدار در مورد پول و نقد و جز آن : در ورقی دیدم نبشته به فرمان امیرالمؤمنین نزدیک امیرابوالفضل... برده آمد از زر چندین وز فرش چند... مبلغش سی بار هزار هزار درم بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۹۱). آنچه از او می باید ستد مبلغ آن بنویسد و به عبدوس دهد تا وی را به درگاه آرند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۶۹). سپهر مبلغ عمرت کشیده بر عددی که عشر آن عدد آید هزار بار هزار. امیرمعزی (از آنندراج). ای پادشاه در آنجا مبالغی بستانهای خوش و آبهای روان... پدید آمده است. (جوامع الحکایات عوفی). گر تو شاهد با میان آیی چو شمع مبلغی پروانه ها گردآوری.سعدی. تا روز روشن شد آن تاریک رای مبلغی راه رفته بود. (گلستان). با جوانی چو لعبتی سیمین عقد بستش به مبلغی کابین.سعدی. و مبلغی راه رفتیم هنوز ایستاده بودند. (انیس الطالبین ص ۱۸۶). و بغیر از همان مبلغ فوق چیزی انفاذ خزانهٔ عامره نمیشده. (تذکرةالملوک چ ۲ ص ۲۴). در هر سه سال یک نوبت مبلغ سی تومان قیمت بند مهر میگیرد. (تذکرةالملوک چ ۲ ص ۵۷). مبلغ هشتاد تومان که برآوردی آن مبلغ یکصد و بیست و هفت تومان و پنجهزار و کسری میشود مواجب دارد. (تذکرةالملوک چ ۲ ص ۵۴). || محصول. || به اصطلاح حساب، حاصل جمع. (ناظم الاطباء). || بسیار. (غیاث). بسیار و فراوان و چندان. (ناظم الاطباء). بسیار و مقدار کثیری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || اندک. (غیاث).
[ مُ بَ لْ لِ ] (ع ص) رساننده. (غیاث). رساننده و کسی که حکم و امر را بدیگران می رساند و ابلاغ می کند. (ناظم الاطباء). رساننده و کسی که پیام یا نامه با درود و جز آن را به دیگری می رساند. (از ذیل اقرب الموارد). رساننده، آن که به دینی و مسلکی خواند. داعی. تبلیغ کننده. آن که دینی را به مردم آموختن و باورانیدن خواند. ج، مبلغین. - مبلغ رسالت؛ پیام گزار. پیغام گزار. رسانندهٔ پیام. آن که مردمان را به دینی و طریقی گرداند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
[ مُ لِ ] (ع ص) رساننده. (آنندراج). ابلاغ کننده. رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ مُ بَ لْ لَ ] (ع ص) رسانیده شده. (غیاث).
[ مُ لَ ] (ع ص) رسانیده شده. صیغهٔ اسم مفعول از ابلاغ است و متفرع از ابلاغ که به معنی رسیدن و کامل شدن است. چنانکه گویند این کودک بالغ شده و در فارسی نیز ترجمهٔ بلوغ که رسیدن است به معنی کامل شدن بسیار می آید چنانکه گویند که این میوه رسیده است، یعنی پخته و کامل شده است. (از غیاث).

کلمات هم‌قافیه با «مبلغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید