معنی مبقع
6 بازدید
[ مُ بَ قْ قَ ] (ع ص) از رنگهای اسب : فان کان فی الخیل بقع من ای لون کان دون البیض قیل مبقع. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۸). رجوع به بَقَع شود.
کلمات همقافیه با «مبقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر