معنی مبطخة
6 بازدید
[ مَ طَ خَ / مَ طُ خَ ] (ع اِ) بطیخ زار. (منتهی الارب) (از محیطالمحیط). بطیخ زار و فالیز خربزه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). پالیز. (دهار). فالیز خربزه. (غیاث): ای ضیاءالحق حسام الدین درآر این سر خر را از این بطیخ زار تا سر خر چون بمرد از مسلخه نشو دیگر باشدش زین مبطخه. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۲۷۷). || فالیز خیار و کدو و جز آن. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبطخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر