معنی مبزرة
5 بازدید
[ مُ بَ زْ زَ رَ ] (ع ص) مؤنث مُبَزَّر. احوص بعضی از آن ریسمانهای گوشت قدید مبزرة با چند هدیه و تحفهٔ دیگر با او روانه کرد. (تاریخ قم ص ۲۴۷). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مبزرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر