معنی مبرک
5 بازدید
[ مَ رَ ] (اِخ) خانه ای است در مدینه که هرگاه رسول اللََّه(ص) به هجرت آمده ناقه اش در آنجا فروخفت. (منتهی الارب) (آنندراج). آن جای از مدینهٔ منوره که شتر آن حضرت صلی اللََّه علیه و اله در هجرت در آنجای خفت. (ناظم الاطباء).[ مَ رَ ] (ع اِ) جای خواب شتران. ج، مبارک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). معطن. مناخ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). یقال: «فلان لیس لهُ مبرک جمل»؛ ای لاشی ء له. (اقرب الموارد). || نشستنگاه. ج، مبارک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ رَ ] (اِخ) موضعی است به تهامه. (منتهی الارب) (آنندراج). جایگاهی است در تهامه به نزدیکی مکه و سورهٔ فیل در این مکان فرود آمده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «مبرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر