معنی مبذری
4 بازدید
[ مُ بَ ذْ ذِ ] (حامص) مأخوذ از تازی، اسراف و خرج بی جا. (ناظم الاطباء). ولخرجی. اسراف کردن. باد دستی : فسق و فجور آغاز کرد و مبذری پیشه نهاد. (گلستان).
کلمات همقافیه با «مبذری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر