معنی مبذر
5 بازدید
[ مُ بَ ذْ ذِ ] (ع ص) اسراف کننده و بی محل و بی دریغ خرج کننده. (غیاث). مسرف و فضول خرج و باددست. (مجموعهٔ مترادفات ص ۳۳۳). پریشان کنندهٔ مال به اسراف و مسرف. (ناظم الاطباء). دست به باد. به گزاف خرج کننده. باد دست. متلف. مسرف. تبذیر کننده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): {/Bإِنَّ اَلْمُبَذِّرِینَ کََانُوا إِخْوََانَ اَلشَّیََاطِینِ وَ کََانَ اَلشَّیْطََانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً. ۱-۱۰۱۷:۲۷/}(قرآن ۱۷/۲۹). گفت این گدای شوخ مبذر را که چندان نعمت به چندین مدت برانداخت برانید. (گلستان).
کلمات همقافیه با «مبذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر