معنی مبدلمنه
6 بازدید
[ مُ دَ لُنْ مِ نْ هْ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) بدل آورده شده از آن. آنچه از آن بدل آرند. کلمه ای که کلمهٔ دیگر بدل آن آید: جهان پهلوان نصرت الدین که هست بر اعداء خود چون فلک چیره دست. «نصرةالدین» بدل است و «جهان پهلوان» مبدل منه. (نهج الادب). رجوع به بدل شود.
کلمات همقافیه با «مبدلمنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر