معنی مبثوث
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) پراکنده و گسترده. (منتهی الارب) (آنندراج). پراکنده و گسترده شده. (ناظم الاطباء). پراکنده. (مهذب الاسماء). گسترده و پراکنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): {/Bیَوْمَ یَکُونُ اَلنََّاسُ کَالْفَرََاشِ اَلْمَبْثُوثِ. ۱-۵۱۰۱:۴/}(قرآن ۱۰۱/ ۳). چندان بساط در بساط و سماط در سماط بگستردند که زلالی مفروش و زرابی مبثوث را از صحن و صفهٔ مهمانسرای فردوس بر آن حسد افزود. (مرزبان نامه ص ۲۱۹). و رجوع به مادهٔ بعد شود. || منتشر شده و فاش شده. (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «مبثوث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر