معنی مبتوت
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مقطوع. (ناظم الاطباء). نعت مفعولی مذکر از بت. نکاح مبتوت، عقد دائم. و نکاح غیرمبتوت، متعه. عقد انقطاع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مبتوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر