معنی مبتسم
6 بازدید
[ مُ تَ سِ ] (ع ص) دندان سپیدکننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث). خندان لب. خنده ناک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). تبسم کننده و زیر لب خنده کننده. (ناظم الاطباء). شکفتگی کننده. (آنندراج) (غیاث).
کلمات همقافیه با «مبتسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر