معنی مبتسر
7 بازدید
[ مُ تَ سِ ] (ع ص) گشن دهندهٔ خرمابن پیش از وقت آن. (از منتهی الارب). || آن که بگیرد چیز تازه را. (آنندراج). آن که بگیرد چیز را مادام که تازه است. (ناظم الاطباء). || آن که کاری را پیش از وقت آن کند. (آنندراج). آن که کاری را در غیر وقت کند. آن که شایق باشد به این که کاری را در غیر موقع اجرا نماید. || آغاز کننده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبتسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر