معنی مبتز
5 بازدید
[ مُ تَ زز ] (ع ص) رباینده. رباینده به ستم. (از منتهی الارب). || ستاره ای که بر احوال مولود بدان استدلال کنند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). در اصطلاح نجوم کوکب صاحب ابتزاز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مبتز چیره بود و بر دوگونه آید: یکی مطلق و این آن است که قویترین کوکبی باشد اندر وقت و بسیارترین شهادتها اندرجای خویش به فلک و ستارگان و حالها که از افق اوفتد. و دیگر گونه مقید بود و این آن است که هم قوی و خوب حال بود و شهادتهای او بر یک چیزی باشد از آن چیزها که اندردوازده خانه اند. (التفهیم ص ۴۸۴).
کلمات همقافیه با «مبتز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تز» برای سرودن شعر