معنی مباین
5 بازدید
[ مُ یِ ] (ع ص) ناسازوار. مخالف. ناسازگار. که بینونت دارد. جدا. ج، مباینات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چنانکه اندرهندسه گویند که هر مقداری مشارک دیگر مقدار مجانس خود بود یا مباین. (دانشنامه). و رجوع به مباینه و مباینت و متباین شود.
کلمات همقافیه با «مباین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر