معنی مباکاة
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) با کسی نورد کردن به گریستن. (تاج المصادر بیهقی) (از دهار). گریستن با هم. (منتهی الارب) (آنندراج). با هم گریستن آن گروه. باکی القوم مباکاة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مباکات شود.
کلمات همقافیه با «مباکاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر