معنی مبالات
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص، اِمص) (از «مبالاة» عربی) باک داشتن. (دهار) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (غیاث) (آنندراج). || اندیشه کردن. (غیاث). التفات کردن. (آنندراج). مأخوذ از تازی تدبیر و اندیشه و تفکر در کار و قید و توجه و بصیرت و آگاهی. (ناظم الاطباء). - بی مبالات؛ بی تدبیر و بی قید و بی فکر و اندیشه و بی پروا و بی اعتناء. (ناظم الاطباء). - قلت مبالات؛ بی توجهی و غفلت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبالات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر