معنی مباغی
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) مطلوبات. (آنندراج، از فرهنگ وصاف): و به شرائط مرافقت و مصادقت در تحری مراضی و توخی مطالب و مباغی آن حضرت قیام نمودی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۷). همت بر تحصیل مباغی همه گماشته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۸۲). و پسر خواهرزاده را در التزام خدمت و تحری مراضی و توضی مباغی او مثال داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی، ایضاً ص ۲۲۹). درگاه او را مقصد آمال و امانی و کعبهٔ مطالب و مباغی ساخته بودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۳۷). مباغی و مراضی او به ایجاب مقرون داشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۷۴). چون دانستند که مدافعت و مماطلت به حصول مقاصد و مباغی مفضی نخواهد بود. (جهانگشای جوینی). و با قضاء حوائج و ادراک مباغی بازگردند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «مباغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر