معنی مباعدت
4 بازدید
[ مُ عَ دَ ] (ع اِمص) (از مباعدة عربی) دوری و مفارقت و جدایی و دوری و رحلت و مهاجرت و مهجوری از خدمت. (ناظم الاطباء): و زنگ سینهٔ وی را در هجر و مباعدت خود برزدود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۵۶). رجوع به مباعدة شود.
کلمات همقافیه با «مباعدت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر