معنی مباشرت
77 بازدید
[ مُ شَ رَ ] (ع مص، اِمص) (از مباشرة عربی) جماع کردن. (غیاث). مجامعت. (ناظم الاطباء). با کسی نزدیکی کردن. (زوزنی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جماع با زنان را گویند و شامل مساحقه نیز میشود. (فرهنگ علوم سیدجعفر سجادی ص ۴۶۰). مباضعت. مباعلت. نکاح. جماع. آرامش با زنان. مواقعه. صحبت. مجامعت. وقاع. آمیغ. آمیغه. بضاع. بضع. نزدیکی. هم خوابگی. بغل خوابی. درآمیختن. مقاربت. آمیختن. آرمیدن با زن یا در یک جامهٔ خواب شدن با هم. درآمیختن با غیرجنس. آرامش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا):
کلمات همقافیه با «مباشرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر