معنی مبارکی
7 بازدید
[ مُ رَ ] (حامص) برکت و تهنیت و میمنت و سعادت و خوشبختی و پاکی و طهارت و تقدس. (ناظم الاطباء). میمنت. فرخی. فرخندگی. خجستگی. نیک اختری : امیر گفت بسم اللََّه بشادی و مبارکی خرامید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۸۳). بزیر تخت آمد تا به مبارکی خلعت امیرالمؤمنین بپوشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۸). از پس هر مبارکی شومی است وز پی هر محرمی صفر است.خاقانی. سر خدمت تو دارم بخرم بلطف و مفروش که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی. حافظ.[ مُ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان باوی است که در بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع است و ۵۴۰ تن سکنه دارد. ساکنین از طایفهٔ خوشیه هستند. در دو محل واقع شده و به مبارکی ۱ و ۲ مشهورند. سکنهٔ یک ۳۰۰ تن و سکنه دو ۳۴۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ ] (اِخ) دهی است بزرگ بر در بردع [ به اران ] و لشکرگاه روسیان آنجا بود آنگاه که بیامدند و بردع بستدند و این مبارکی اول حدیست از شکی. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «مبارکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر