معنی مباخس
5 بازدید
[ مَ خِ ] (ع اِ) اراضی دیم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و ماءها [ ماء یارکث ] لیس من ماء سغد انّما هی عیون و المباخس بها کثرة. (صورة الاقالیم اصطخری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و زروع اهل السرخس مباخس است. (از معجم البلدان، ذیل کلمهٔ سرخس، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به بخس شود.
کلمات همقافیه با «مباخس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خس» برای سرودن شعر