معنی مباحث
5 بازدید
[ مُ حِ ] (ع ص) بحث کننده. (ناظم الاطباء). بحث کننده. ج، مباحثین.[ مَ حِ ] (ع اِ) جِ مَبحَث و فارسیان بمعنی بحث استعمال کنند. (آنندراج). جِ مبحث. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): مباحثی که در آن حلقهٔ جنون میرفت ورای مدرسه و قیل و قال مسئله بود. حافظ (از آنندراج). || مباحث البقر؛ زمین بی آب و گیاه یا جای غیرمعلوم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: ترکته مباحث البقر؛ ای بحیث لایدری این هو. (منتهی الارب)؛ یعنی گذاشتم او را در جائی که نمیداند کجاست. (ناظم الاطباء). و رجوع به مبحث شود.
کلمات همقافیه با «مباحث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حث» برای سرودن شعر