معنی مایه کردن
5 بازدید
[ یَ / یِ کَ دَ ] (مص مرکب) مایه ساختن. سرمایه ساختن. فراهم آوردن سرمایه : خرد بر دل خویش پیرایه کرد به رنج تن از مردمی مایه کرد. فردوسی. زخورشید مر روز را مایه کرد شب قیرگون خاک را سایه کرد.اسدی. سال عالم عنف و لطف و مهر و کینت مایه کرد تا زمستان و بهار آورد و تابستان و تیر. سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مایه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر