معنی مایه رفتن
4 بازدید
[ یَ / یِ رَ تَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، خرج کردن برای پیشرفت کاری: فلانی دویست تایی مایه رفت تا... (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پول خرج کردن. در خرج غلتیدن برخلاف میل خود و از روی کره و اجبار: در مرافعه ای که با فلان کس داشتیم سیصد تومان مایه رفتیم تا یارو را محکوم کردیم. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «مایه رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر