معنی مایل گردیدن
5 بازدید
[ یِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) مایل شدن. رغبت پیدا کردن. راغب شدن. گراییدن : کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم که سر می پیچد از یوسف ترازویی که من دانم. صائب (از آنندراج). || خمیده شدن. کج شدن. انحناء یافتن. منحنی شدن. به یک سو خمیدن.
کلمات همقافیه با «مایل گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر