معنی مایلی
5 بازدید
[ یِ ] (اِخ) از ولایت اسفراین است و طبعی نیک دارد. مدتی در دیار روم اقامت داشت و معاصر سلطان بایزید عثمانی بود. مطلع زیر از اوست: هست در سینه زپیکان ستمکارهٔ من جان زدل تنگ و زجان این دل آوارهٔ من. (از مجالس النفایس ص ۷۳ و ۲۴۸). و رجوع به همین مأخذ شود.[ یِ ] (اِخ) از مردم اردبیل و از ملازمان شیخاوندان است. او راست: بزم خالی دیدم امشب، چون صراحی پیش یار ریختم در جام اخلاص آنچه در دل داشتم. (از مجمع الخواص ص ۲۴۳).
کلمات همقافیه با «مایلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر