معنی مایعرف
5 بازدید
[ یُ رَ ] (ع اِ مرکب) آنچه که شناخته شده. (فرهنگ فارسی معین) (از جانسون). || به صیغهٔ مجهول کنایه از اثاث البیت و رخت خانه و در مصطلحات الشعرا نوشته تمامت مال که ته بساط کسی باشد... (بهار عجم)... مراد متاع خانه و مالی که ته بساط کسی باشد. (غیاث) (آنندراج). همهٔ دارایی. (ناظم الاطباء): شاید ای تاک، از پسر هم بهره ای باشد ترا از چه رو مایعرف خود صرف دختر می کنی. ملاطغرا (از بهار عجم و آنندراج).
کلمات همقافیه با «مایعرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر