معنی مایج
5 بازدید
[ یِ ] (ع ص) مائج. موج زننده : و سلطان چون فحل هایج و بحر مایج دودسته شمشیر می زد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ شعار ص ۲۷۶). و هر دو چون دو طود هایج و دو بحر مایج از جای برخاستند. (مرزبان نامه). و بر مقاومت و مبارزت صبورتر گشتند، از بیرون نیز اوزار جنگ هایج تر شد و بحر حرب مایج تر گشت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «مایج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر