معنی ماکر
5 بازدید
[ کِ ] (ع ص) فریبنده و بدسگال. (منتهی الارب) (آنندراج). اسم فاعل است از مکر. خدعه کننده. ج، ماکرون، مَکَرَة. (از اقرب الموارد). فریبنده و مکرکننده و بدسگال و خدعه کننده. ج، ماکرون. (ناظم الاطباء). صاحب مکر. حیله گر. چاره گر. ج، ماکرین، ماکرون. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چون وزیر ماکر بداعتقاد دین عیسی را بدل کرد از فساد.(مثنوی). زین سبب بد کاهل محنت شاکرند اهل نعمت طاغیند و ماکرند.(مثنوی). || ستور مویز بار کرده یا کاروان شتر که غله کشانند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). خر مویز بار کرده. (از اقرب الموارد).[ کِ ] (اِ) به معنی پس فردا باشد که برادر کوچک فردا است. (برهان) (آنندراج). پس فردا و روز پس از فردا. (ناظم الاطباء). هزوارش، مگر، ماگر، پهلوی، پس فرتاک (پس فردا). (حاشیهٔ برهان چ معین). || روز پس از روز آینده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر