معنی ماژ و موژ
5 بازدید
[ ژُ ] (اِ صوت) این لغت از توابع است به معنی فریادی باشد که موش در وقتی که گربه را بیند یا ماری قصد گرفتن او کرده باشد کند. (برهان) (آنندراج) (از فرهنگ فارسی معین) (از ناظم الاطباء). تضرع. زاری. لابه. ابتهال. ضراعت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): کی مار ترسگین شود و گربه مهربان گر موش ماژ و موژ کند گاه در همی. رودکی (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «ماژ و موژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وژ» برای سرودن شعر