معنی ماژ
6 بازدید
(اِ) عیش و عشرت و فراغت باشد. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). خوشی. لذت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): تن رنج نادیده را ماژ نیست که با کاهلی ماژ انباز نیست. اسدی (یادداشت ایضاً). در این محنت سرای شادی و غم که گاهی ماژ باشد گاه ماتم. اسدی (یادداشت ایضاً). نش از آفرین ماژ و نزغم نژند نه شرم از نکوهش نه بیم از گزند. اسدی (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «ماژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اژ» برای سرودن شعر