معنی ماوی
6 بازدید
[ وی ی ] (ع اِ) جِ ماویَّه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به ماویة شود.[ وی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به ماء. مائی. (از منتهی الارب). نسبت است به ماء. مائی. ماهیّ. (از اقرب الموارد). و رجوع به ماء شود.(اِخ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر است که در بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان واقع است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «ماوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر