معنی ماهی زهره
5 بازدید
[ زَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) پوست بیخ گیاهی است بغایت سیاه مانند جگر ماهی و آن را به عربی سم السمک و شیکران الحوت خوانند اگر قدری از آن در آب ریزند ماهیانی که در آب باشند مست شوند و تمام بر روی آب آیند و معرب آن ماهی زهرج است. (برهان) (آنندراج). بار گیاهی سمی که در مست کردن ماهیهای رودخانه به کار می برند و در طب نیز استعمال می گردد. (ناظم الاطباء). دزی در ذیل قوامیس عرب آن را سم ماهی معنی کرده و معادل «منیس پر موم کوکولوس» آورده است. پوست بیخ گیاه سکران الحوت است. سم السمک. بوصیر. بوسیر. دم گاو. سقرقویروقی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به دزی ج ۲ ص ۵۶۶ و حاشیهٔ برهان و ماهی زهرج شود. - ماهی زهرهٔ کوهی؛ اسم فارسی قلومس است. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «ماهی زهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر