معنی ماهیخوری
4 بازدید
[ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی ماهی خور. ماهیخواری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماهیخور و ماهیخواری و ماهیخوار شود. || (اِ مرکب) ظرفی برای نهادن ماهی سرخ شده و پخته بر سفره. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ماهیخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر