معنی ماهیتن
4 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) دارای بدن نرم و لطیف. که اندامی ظریف و لغزان چون ماهی دارد: همه ماهی تن آورده به کف جام صدف من نهنگم نه حریف صدف ایشانم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ماهیتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر