معنی ماهیانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی، اِ مرکب)آنچه ماه در ماه در وجه مواجب و مقرری به کسی دهند همچو سالیانه که سال در سال میدهند. (برهان) (آنندراج). مشاهره. شهریه. آنچه ماه به ماه از مقرری و مواجب به کسی دهند. (ناظم الاطباء). آنچه در ماه برای کسی از مزد یا مواجب مقرر کرده اند. شهریه. مشاهره. ماهانه. ماهوار. ماهواره. مهواره. سرماهی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): به بازارگان گفت تا زنده ای چنان دان که شاگرد را بنده ای همان نیز هر ماهیانه دوبار درم شصت گنجی برو برشمار.فردوسی. ذکر مال مشاهره به قم که آن را به اصطلاح اهل قم ماهیانه گویند. (تاریخ قم ص ۱۶۴). || نشریه ای که ماهی یک بار منتشر شود: مجلهٔ ماهیانه. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ماهانه : چگونه طبع توان کردن این جریده به وقت که ماهیانهٔ آن گشته سالیانه همی. ادیب الممالک. || (اِ مرکب) به معنی ماهیابه. هم آمده است و آن نان خورشی باشد که از ماهی سازند. (برهان). خوردنیی که ماهیابه نیز گویند. (ناظم الاطباء). به این معنی ظاهراً مصحف «ماهیابه» است. (حاشیهٔ برهان چ معین): صحناة. صحناء، ماهیانه. (منتهی الارب). و رجوع به ماهیابه شود.
کلمات همقافیه با «ماهیانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر