معنی ماهیار

معنی ماهیار

7 بازدید
[ ماهْ ] (اِ) نامی از نامهای ایرانی. مهیار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ ماهْ ] (اِخ) نام گوهرفروشی معاصر با بهرام گور. (از فهرست ولف): چو در پیش او مست شد ماهیار چنین گفت با میزبان شهریار.فردوسی.
[ ماهْ ] (اِخ) نام کشندهٔ دارا. (ناظم الاطباء). نام موبدی که دارا را کشت. (از فهرست ولف). نام یکی از دو خائن که داریوش سوم را کشتند به روایت ایرانی و نام خائن دیگر جانوسیار است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): دو دستور بودش گرامی دو مرد که با او بدندی به دشت نبرد یکی موبدی نام او ماهیار دگر مرد را نام جانوسیار. (شاهنامه چ بروخیم ج ۶ ص ۱۸۰۰). مهین برچپ و ماهیارش به راست چو شب تیره گشت از هوا باد خاست. (شاهنامه ایضاً). چو بشنید گفتار جانوسیار سکندر چنین گفت با ماهیار. (شاهنامه ایضاً ص ۱۸۰۱). تا ناگاه جانوسیار و ماهیار وی را به شب اندر چندی شمشیر زدند و بیفتاد و ایشان جاندار خاص بودند و بهری گویند دستوران بودند. (مجمل التواریخ والقصص ص ۵۶). ناجوانمردی است چون جانوسیار و ماهیار یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن.قاآنی.
[ ماهْ ] (اِخ) موضعی است نزدیک قمشه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
[ ماهْ ] (اِخ) نام پیری معروف در دربار بهرام گور. (از فهرست ولف): یکی پیر بدنام او ماهیار شده سال او بر صد و شصت و چار. فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «ماهیار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید