معنی ماهی
5 بازدید
(ص نسبی) منسوب به ماه یعنی قمری. || منسوب به ماه یعنی شهری. (ناظم الاطباء). || منسوب به ولایت ماه. مادی. و از آن است تفاح ماهی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || سودایی و دیوانه. (ناظم الاطباء).(ع ص) ریزندهٔ آب. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ هی ی ] (ع ص نسبی) نسبت است به ماء. مائی. ماوی. (از اقرب الموارد). آبی. (ناظم الاطباء). || هو ماهی الفؤاد؛ او ترسو و کندذهن است. (از اقرب الموارد). رجل ماهی الفؤاد؛ مرد بددل و ترسو و کندخاطر. (ناظم الاطباء).[ یَ ] (ع جملهٔ اسمیه) کلمهٔ عربی از «ما» و «هی» یعنی چه چیز است آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر