معنی واژه ماهر شدن
3 بازدید
[ هِ شُ دَ ] (مص مرکب) حاذق و کاردان شدن. در تداول عامه، زیر چاق شدن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): نبالة؛ ماهر شدن به کاری. (تاج المصادر بیهقی). عجّ؛ نیک ماهر شدن در فنون رکوب. (منتهی الارب). و رجوع به ماهر و ماهر گردیدن شود.